بهشتی به نام نروژ؟

خیلی حساسم کسی که نمی شناسم به من مسیج تلگرام بزند. فردی با اسم و عکسی ناشناس مسیج زده بود و خودش را دانشجوی جامعه شناسی معرفی کرده بود و خواسته بود برای تحقیقی که بخشی از آن راجع به زنان در اسکاندیناوی است کمکش کنم. درباره ی عنوان تحقیقش پرسیدم: «آیا اسکاندیناوی بهشت زنان است؟» برایم خیلی عجیب است که چنین تحقیقی باید در دانشگاه صورت بگیرد. گفت که البته تحقیق دانشگاهی اش مفصل تر است و این برای مدیاست. اوکی. سوال هایش خیلی کلی بودند و پراکنده. توجه زیادی به قوانین نداشت و بیشتر سوال هایی بود که انگار من و رفیقم نشسته ایم و داریم درباره ی اوضاع نروژ صحبت می کنیم. گفتم «آیا می شود نظر شخصی یک فرد را تعمیم داد؟» گفت که «مصاحبه میدانی بخشی از تحقیق است». باز هم اوکی. پرسید «آیا زن و مرد در کارهای خانه مشارکت می کنند؟» من «بله»، بعد شروع کرد به سوالات درباره ی زندگی شخصی من و اینکه پارتنر دارم یا نه و من صبوری کردم و باز هم اوکی. بعد رفت سراغ وضعیت لزبین ها و من هم قوانینی که درباره ی آنها وجود دارد مثل ازدواج و اداپت کردن بچه را برایش توضیح دادم. پرسید «آیا شما خودتان از طرف لزبینی پیشنهادی گرفته اید؟» من هم چون احساس کردم اصلا سوالش مربوط به تحقیقاتش نیست گفتم که ترجیح می دهم جواب ندهم. بعد از چند تا مسیج، نوشت که «عکس آخر پروفایلتان (من با موهای آبی) برگرفته از شخصیت «اما» در فیلم «آبی گرم ترین رنگ دنیا» است؟»، از دست سوال هایش خسته شده بودم. جواب دادم خیر. و بعد از تمام شدن سوال هایش، بدون اینکه حتی یک تشکر خشک و خالی تایپ کند که وقتم را در اختیارش گذاشته ام نوشت که «من به شما یک توصیه دارم» توصیه؟! و نوشت که خودش خوب تشخیص می دهد که وقتی کسی موهای آبی کوتاه دارد و جواب سوال درباره ی گرفتن پیشنهاد از لزبین ها را نمی دهد یعنی چی و لازم نیست اینقدر حساس باشم و... جواب دادم که «جواب ندادن من به علت حساسیتم روی لزبین بودن یا نبودن نیست، روی کنجکاوی بی مورد شما درباره ی زندگی شخصی ام است».

واقعا نمی دانم کی ما مردم می خواهیم سرمان را از توی زندگی هم در بیاوریم و به کارمان برسیم؟! هر چه در ابتدا به خودم غلبه کرده بودم که حسیاستم درباره ی این مسیج های ناشناس، بی مورد است اما باز هم این ماجرا به این ختم شد که به خودم درباره ی عصبانی شدن و جواب ندادن به مسیج های ناشناس حق بدهم. شاید نروژ آنقدرها هم آن بهشتی که تصور می شود نباشد، اما حداقل مردم، چه زن و چه مرد، حدود شخصی خود و دیگران را می فهمند و آنقدر علاقه ای به قضاوت و توصیه کردن به دیگران ندارند.


/ 0 نظر / 89 بازدید