از کجا به کجا

تقریبا ۵،۶ سال پیش بود که کارگاه آنلاین ادبیات داشتم. یک عده نوجوان/جوان با استعداد را در یک گروه تلگرامی جمع کرده بودم و یک برنامه ی منظم برای هر روز هفته ریخته بودم که همه باید از آن پیروی می کردند. جدی بودم و کمی سخت گیر اما سعی می کردم نامهربان نباشم. می خواستیم از طریق نوشتن درباره ی کتاب هایی که می خواندند و فیلم هایی که در طول هفته می دیدند و تحلیل نوشته های یکدیگر، تمرین نوشتن کنند. یا حداقل اگر نویسنده نشدند، عادت کتاب خواندن و فیلم دیدن و فکر کردن درباره ی هر مساله ای با آنها بماند.

اینکه یاد آن دوره افتادم به خاطر این بود که یکی از بچه های آن کلاس در تلگرام مسیج داده بود. آن زمان پسر ۱۶،۱۷ ساله ای بود که خوب پیشرفت کرده بود. اینکه خوب یادم مانده به خاطر این بود که مادرش چند بار با من صحبت کرده بود و درباره ی درس ها و برنامه ی زندگی اش از من مشورت خواسته بود. خلاصه اینکه چند سالی بود از او بی خبر بودم و اینکه دیدم مسیج داده، خوشحالم کرده بود. با خودم گفتم چه خوب که بعد اینهمه سال به یادم بوده و خواسته احوالم را بپرسد، یا شاید می خواهد درباره ی دانشگاه یا موفقیت هایش به من بگوید.

مسیجش را که باز کردم شوکه شدم. تعدادی از عکس های اینستاگرامم (آنهایی که لباس آزادتری داشتند) را برایم فرستاده بود و زیر هر کدام شکلک تایید یا قلب گذاشته بود. و در بعضی عکس ها قسمت لخت بدنم (مثل ناف یا پا یا حتی گردن) که مشخص بود را کراپ کرده بود و با کپشن کوتاهی مثل «این چه خوبه» فرستاده بود. بدون هیچ حرف و سوالی.

منطقا باید از او می پرسیدم منظورش از این کار چیست؟ و آیا فکر نمی کند بعد از اینهمه مدت، شروع کردن یک مکالمه با فرستادن قسمت های لخت بدنم برای من، معنی قشنگی ندارد؟ اما آنقدر تعجب زده بودم که فقط مسیجش را پاک کردم و سعی کردم فراموشش کنم.

امروز بعد از شاید یک ماه دوباره مسیج زده بود. اگر می دانستم خودش است طبیعتا مسیج را باز نمی کردم. اما چون عکس پروفایلش مسجد پیامبر بود و اسمش مشابه یکی دیگر از دوستانم، مسیج را باز کردم. دوباره یکی از همان عکس های قبلی را فرستاده بود و نوشته بود «چرا جواب نمیدی؟».

این اولین بارم نیست که با چنین پدیده ای مواجه می شوم، حتی مهمترینش هم نیست. دلیلم از تعریف این ماجرا این است که بگویم من علت چنین رفتاری را، «سانسور» حاکم بر جامعه ام می دانم. سانسوری که باعث می شود یک جوان ۲۰، ۲۱ ساله نداند چطور باید با دیگران برخورد و معاشرت کند.

شاید با خودتان بگویید دیگر هر کسی «مخ زدن» را تا حدی بلد است. اما من می گویم نه! خیلی ها بلد نیستند. کسی که در خیابان متلک می اندازد، هدفش ایجاد یک ارتباط نیست. حتی اگر کسی بخواهد فقط یک بار سکس داشته باشد و تمام! با متلک انداختن، مسخره کردن طرف و یا لوده بازی، معمولا به هدفش نمی رسد. کسی که با دروغگویی یک رابطه را شروع می کند، هدفش داشتن یک رابطه ی طولانی مدت نیست. خیلی از جوان های ۱۷ تا ۲۰ سال، قبل از اینکه وارد دانشگاه شوند، حتی یک بار با غیرهمجنس خود از نزدیک صحبت نکرده اند. و تا وقتی کسی تجربه ای نداشته باشد، طبیعی است که در ارتباط هایش گند بزند. من فکر می کنم این جوان ۲۰، ۲۱ ساله من را به چشم یک «سکس ورکر» نگاه نمی کرده (حداقل به عنوان یک معلم ادبیات، کفِ انتظارم این است) بلکه فقط شیوه ی وارد شدن به یک ارتباط را نمی دانسته است.

شاید با خودتان بگویید رفتار من این حس را در این فرد به وجود آورده که می تواند چنین نگاهی به من داشته باشد. اولا که من در آن کارگاه با بچه ها فقط تا حدی صمیمی می شدم که در خودِ «گروه» بتوانند حرف هایشان را راحت بزنند و هر سوالی داشتند بپرسند. این صمیمیت در محیط خصوصی من وجود نداشت. و البته کسی مانند این پسر، که چند سال حتی همان ارتباط کمرنگ داخل یک گروه را هم نداشته، تنها می تواند از روی نوشته ها و عکس های من در شبکه های اجتماعی، شخصیت من را تصور کند. سوالم این است که آیا گذاشتن عکس هایی که در آن فرد، لباس راحت تری دارد، این اجازه را به سایرین می دهد که او را «آماده»ی سکس یا گفتگوی سکسی با هر بنی‌بشری ببینند؟

من می گویم نه! و اگر کسی این را نمی داند باز هم ایراد از جامعه ای است که به او آموزش نداده و یا آدرس غلط داده است. من با اینکه کسی به من محترمانه ابراز علاقه کند مشکلی ندارم. اگرچه گاهی برای جواب «نه» دادن دچار رودروایسی می شوم، اما سعی می کنم حداقل با رفتارم بفهمانم که علاقه ای به ادامه ی این نوع از رابطه ندارم. آدمی هم نیستم که اگر شخصی در مسیج خصوصی، محترمانه اما مستقیم از من درخواست سکس کند، برآشوبم. خوشحال نمی شوم اما تا جایی که این گفتمان محترمانه باشد، من هم محترمانه پاسخم را به فرد ابراز می کنم و انتظار دارم او هم درک کند و درخواستش را تکرار نکند.

جان کلام اینکه من فکر می کنم اگر آدم ها درک درستی از هم و خلقیات هم داشته باشند، کمتر دچار سوءتفاهم می‌شوند و بیشتر می‌توانند دوست بمانند.

/ 1 نظر / 135 بازدید
luiie

تامل برانگیز بود واقعا..